پنجشنبه 14 مهر 1401

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی سياسی دیپلماسی اقتصادی چه نسبتی با سیاست خارجی دارد؟

 
 

دوشنبه 28 شهريور 1401

دیپلماسی اقتصادی چه نسبتی با سیاست خارجی دارد؟

 
 

یکی از تحولاتی که طی چند دهه اخیر در حوزه تحول مفهومی قدرت اتفاق افتاده، مربوط به چند بعدی شدن قدرت به ویژه در سطح ملی است. اگر در گذشته توان نظامی در تعیین میزان قدرت ملی یک کشور وزن تعیین کننده ای داشت، امروز علاوه بر بعد نظامی، ابعاد سیاسی – دیپلماتیک، رسانه ای و اقتصادی قدرت را نیز در نظر می گیرند. اهمیت یافتن برخورداری از بعد اقتصادی قدرت، موجب شده است که مفاهیمی مانند «دیپلماسی اقتصادی» در ادبیات حکمرانی کشور به کرات مورد ارجاع و استفاده قرار گیرد. سوالی که مطرح می شود این است که مفهوم دیپلماسی اقتصادی چه نسبتی با سیاست خارجی دارد؟ دراین رابطه نکاتی وجود دارد که در ادامه به آنها اشاره می شود.

سالار نامدار وندایی/ دانشجوی دکتری روابط بین الملل - یکی از تحولاتی که طی چند دهه اخیر در حوزه تحول مفهومی قدرت اتفاق افتاده، مربوط به چند بعدی شدن قدرت به ویژه در سطح ملی است. اگر در گذشته توان نظامی در تعیین میزان قدرت ملی یک کشور وزن تعیین کننده ای داشت، امروز علاوه بر بعد نظامی، ابعاد سیاسی – دیپلماتیک، رسانه ای و اقتصادی قدرت را نیز در نظر می گیرند. اهمیت یافتن برخورداری از بعد اقتصادی قدرت، موجب شده است که مفاهیمی مانند «دیپلماسی اقتصادی» در ادبیات حکمرانی کشور به کرات مورد ارجاع و استفاده قرار گیرد. سوالی که مطرح می شود این است که مفهوم دیپلماسی اقتصادی چه نسبتی با سیاست خارجی دارد؟ دراین رابطه نکاتی وجود دارد که در ادامه به آنها اشاره می شود.
۱- دیپلماسی اقتصادی مانند مفاهیم مشابه دیگر از جمله «دیپلماسی سایبری»، «دیپلماسی ورزشی»، «دیپلماسی عمومی»، «دیپلماسی دفاعی» و غیره، به معنی بهره گیری از توان و ظرفیت اقتصادی برای تامین منافع ملی است. به عبارتی دیگر در چارچوب این نوع از دیپلماسی تلاش می شود که از اقتصاد به عنوان یکی از ابزارهای سیاست خارجی استفاده شود. اگرچه عموماً وقتی از دیپلماسی اقتصادی صحبت می شود منظور مواردی مانند توسعه روابط اقتصادی، بازاریابی و بسترسازی برای صادرات کالاهای تولید و بصورت کلی ارتقاء روابط تجاری بین المللی است، اما بصورت اصولی، این نوع از دیپلماسی یکی از ابزارهای اجرای سیاست خارجی به شمار می آید.
۲- اگر سیاست خارجی را مجموعه ای از «اقدامات»، «تصمیمات» و «جهت گیری های» یک کشور در ورای مرزهای خود تعریف کنیم، دیپلماسی اقتصادی در بستر سیاست خارجی معنا و مفهوم پیدا می کند. این بدان معنی است که سیاست خارجی علاوه بر اینکه از دیپلماسی اقتصادی بعنوان یک ابزار بهره می برد، زمینه ای را نیز فراهم می کند که این نوع از دیپلماسی بتواند ظهور و بروز پیدا کرده و شکوفا شود. زمانی که بخشی از اقدامات و تصمیمات حوزه سیاست خارجی به توسعه تعاملات اقتصادی دو و چندجانبه اختصاص پیدا می کند، در حقیقت بخشی از ظرفیت سیاست خارجی در اهتیار دیپلماسی اقتصادی قرار می گیرد.
۳- رابطه بین دیپلماسی اقتصادی و سیاست خارجی یک رابطه طولی و تکمیل کننده است. گاهی با ساختن دوگانه هایی مانند اقتصاد – سیاست، گفته می شود که از سیاست خارجی برای اقتصاد هزینه می شود و یا بالعکس. در حالی که رابطه بین دیپلماسی اقتصادی نه متعارض بلکه تکمیل کننده است. هم سیاست خارجی برای اجرایی شدن خود نیاز به دیپلماسی اقتصادی دارد و هم دیپلماسی اقتصادی برای نیل به اهداف خود متکی به سیاست خارجی است. با این تفاوت که سیاست خارجی منظومه ای است که دیپلماسی اقتصادی در ذیل آن تعریف می شود.
۴- اهمیت دیپلماسی اقتصادی در نظام اولویت های سیاست خارجی مشخص می شود. اولویت های سیاست خارجی به تناسب شرایط سیاسی، اقتصادی، جغرافیایی و تاریخی هر کشور و در بستر زمان معنی پیدا می کند. بعنوان مثال برای اوکراین در شرایط فعلی حفظ موجودیت سیاسی و تمامیت ارضی در صدر اولویت های سیاست خارجی قرار دارد، در حالی که اقتصاد نقش مهمی در چارچوب سیاست خارجی چین بر عهده دارد. نکته ای که وجود دارد این است که نظام اولویت های سیاست خارجی هر کشور، متصلب نیست و در برهه های زمانی مختلف می تواند تغییر پیدا کند.
۵- دیپلماسی اقتصادی الزاماً یک کنش بین الدولی نیست. یکی از تفاوت های عمده ای که دیپلماسی اقتصادی با سیاست خارجی دارد این است که محدود به کنش های رسمی و دولتی نیست. امروز بخش غالب فعالیت های اقتصادی کشورها و جهان در اختیار شرکت های خصوصی است که مستقل از دولت عمل می کنند. محدود کردن دیپلماسی اقتصادی به کنش های دولتی و تمرکز بیش از اندازه بر سازوکارهایی مانند «کمیسیون های مشترک اقتصادی» مسیر تحقق اهداف اقتصادی را طولانی و شاید هم غیرممکن می کند. نقش دولت ها در فرایند دیپلماسی اقتصادی عمدتاً نظارت و حمایت از شرکت های خصوصی و فراهم سازی زمینه ی فعالیت آنها است.
مجموعاً می توان نتیجه گرفت که دیپلماسی اقتصادی، یک حلقه از زنجیر سیاست خارجی است و یکی از ابزارهای مهم تحقق اهداف سیاست خارجی به شمار می آید. امروز مهمترین اهداف سیاست خارجی شامل چند بعدی سازی قدرت و بهره گیری هر چه بیشتر از اقتصاد بعنوان یک مولفه مهم قدرت ملی است. همچنین دیپلماسی اقتصادی در بستر سیاست خارجی معنا و مفهوم پیدا می کند و تصور این دو مفهوم بصورت مجزا ممکن نیست. به علاوه دوگانه هایی مانند سیاست – اقتصاد، دوگانه های نامفهومی هستند. رابطه بین سیاست و اقتصاد به ویژه سیاست خارجی و دیپلماسی اقتصادی تکمیل کننده و قوام دهنده است. اهمیت دیپلماسی اقتصادی نسبت به سایر شقوق را نظام اولویت های سیاست خارجی مشخص می کند و نهایتاً اینکه دیپلماسی اقتصادی محدود به کنش های بین الدولی نیست و چه بسا ارتباطات فروملی و در سطح شرکت های خصوص بیشتر از ارتباطات بین الدولی در فرایند تحقق اهداف دیپلماسی اقتصادی موثر باشد.

 
 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
امیدی به صعود طلای جهانی هست؟
:: فناوری اطلاعات ::
از پیامدهای متاورس چه می دانیم؟
:: روی خط جوانی ::
طلاق به خاطر شامپوی خارجی
:: ورزش ::
حضور مهاجم پرتغالی در پرسپولیس منتفی شد/ یحیی به دنبال خارجی دیگر
:: فرهنگ و هنر ::
مردم، من را با نقش‌های طنزم می‌شناسند
:: حوادث ::
اعترافات هولناک پسری که خواهرش را کشت

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار